تبلیغات |
آینده از آن مظلومین تاریخ... ما غیر از خدا کسی را نداریم!
|
واکاوی یک اندیشه افراطی و جریان مشکوک فکری پس از پیروزی انقلاب اسلامی، نظام سلطه به رهبری آمریکا و انگلیس درصدد ضربه زدن به ملت ایران با استفاده از هر وسیله ای برآمد و در این راه از تهاجم نظامی، تحریم اقتصادی و فشار سیاسی دریغ نکرد. آنها گاهی با تأکید بر مسئله شیعه و سنی، گاهی با تکیه بر مسئله عرب و عجم و گاهی نیز با مطرح کردن جزایر سه گانه و استفاده از نام جعلی خلیج ع ر ب ی برای خلیج فارس بدنبال ایجاد تفرقه در بین صفوف مسلمین و جدا کردن ملت ایران از همسایگان مسلمان خود در منطقه بوده اند. در این میان برخی از حاکمان فریب خورده منطقه و عده ای از نا آگاهان داخلی با بازی در پازل دشمن به تکمیل این فتنه آمریکایی کمک کرده و اهداف آنها را پیش برده اند. در ماجرای ادعای دولت امارات در مورد مالکیت بر جزایر سه گانه شاهد بودیم که یک گروه خاص با مطرح کردن تغییر نام جزیره «ابوموسی» به «الغدیر» در پی ایجاد تنش بیشتر میان شیعه و سنی برآمدند. از همه عجیب تر اینکه این جریان مشکوک برای بیان افکار و اندیشه ی غلط خود از بیانات رهبر معظم انقلاب نیز استفاده می کند. این در حالیست که جزیره «ابوموسی» با همین نام و نشان همچون «خلیج فارس» بخشی از هویت و تمدن ملت ایران را تشکیل می دهد و به تعبیر رهبر حکیم انقلاب «بدترین مشكلِ یك كشور این است كه تمدّن و هویّت خود را فراموش كند.» (03/07/1381) و قطعاً اگر در این مسیر« هر كس بخواهد حیثیت و هویت ملت ایران را مخدوش كند، مورد تنفر ملت ایران است.» (18/11/1380) در حقیقت نظام استکبار با طرح مسائلی از این قبیل به دنبال منحرف کردن اذهان ملت های منطقه از مسائل اصلی یعنی بیداری اسلامی و وحدت و یکپارچگی مسلمانان در برابر کفار، به مسائل فرعی است و بدین منظور تمامی ابزارهای سیاسی رسانه ای خود را بکار می گیرد. منطق انقلاب اسلامی در برابر این توطئه ها کاملاً مشخص است. جمهوری اسلامی ضمن تأکید بر مسائل ملی، میهنی و عقاید هویتی تمدنی خود بارها بر حفظ وحدت شیعه و سنی در عین اعتقاد به حقایق مذهبی خود اذعان داشته است. در این میان، دشمن با بهره گیری از مسئله جزایر سه گانه و خلیج فارس از یکسو جمهوری اسلامی را در برابر دولت های مرتجع عرب منطقه قرار داده و از سوی دیگر او را با ملت ایران مواجه کند و در صورتیکه نظام بخواهد بر خلیج فارس اصرار ورزد از طرف دولتهای عربی و اگر بخواهد خلیج اسلام را مطرح کند از جانب ملت خود تحت فشار باشد. ماجرای جزیره ابوموسی اینک میان یک کشمکش مرزی - جغرافیایی و عقیدتی واقع شده است. در واقع هر حرکت افراطگونه همچون تغییر نام آن به الغدیر و یا تفریطی مثل واگذاری آن به دولت امارات بازی در پازل دشمن و ایفای نقش در جهت اهداف استعماری آمریکایی ها خواهد بود. ![]() حضرت آیت الله خامنه ای با اشاره به اهمیت شناختن «روش دشمنیِ دشمن»، مخالفت اصلی آنها را با ملت ایران دانسته اند، «چون ملت ایران است كه این قیام عظیم (انقلاب اسلامی) را به راه انداخت؛ ملت ایران است كه این پشتیبانی صادقانه و غیرتمندانه را از اسلام میكند؛ ملت ایران است كه موجب شده امریكا نتواند طمع بورزد.»(01/09/1381) از نظر ایشان « ملت ایران با ایمانش، با احساساتش، با غرور ملیاش، با افتخار به گذشتهی تاریخی و مواریث عظیم فرهنگیاش، توانست این حركت عظیم (انقلاب اسلامی) را بوجود بیاورد.»( 11/ 02/ 1387) در واقع تأکید بجا بر هویت ملی و مواریث فرهنگی نه تنها عامل تفرقه نیست بلکه عامل وحدت ملی و حرکت یکپارچه ملت ایران نیز به شمار می آید. در پایان نیز بخش دیگری از کلام رهبر فرزانه انقلاب را که درباره اختلاف بر سر مالکیت بر جزایر سه گانه، ایراد شده است را بدون کم و کاست می آوریم. «ما كه از تهاجم دشمن باكى نداریم! ما مىگوییم وحدت، براى اینكه شما منتفع شوید؛ همه دولتها منتفع شوند؛ دنیاى اسلام منتفع شود. وحدت، این است! امروز مىشنوید كه در خلیج فارس، باز سر و صداهایى درست كردهاند: بهانهاى به اسم جزیره ابوموسى و از این حرفها. این حرفها چیست؟! اینها كار كیست؟! كیست كه دست استعمارگران دیروز - همان دستهاى پلید - را در این ماجرا نبیند؟! كیست كه دست قدرتهاى حاضر در خلیج فارس را، دست امریكا را، دست استعمارگر پیرمنحوس، یعنى دولت انگلیس را، در این ماجرا نبیند؟! چه مىخواهند اینها؟ چرا مىخواهند بین همسایهها اختلاف بیندازند؟ چرا مىخواهند براى توجیه حضور خودشان در خلیج فارس، برادران را با هم دشمن كنند؟ این كشورها اگر با یكدیگر همدست باشند، مشتى خواهند شد و آن وقت دشمن جرأت نمىكند در مقابل آنها بایستد و به این كشورها زور بگوید. مىخواهند این همدستى از بین برود و این مشت باز شود. چرا؟ چه كسانى هستند؟ معلوم است كه دست قدرتهاى بیگانه است. ما تصوّرمان این است. ما خیال مىكنیم در این قضایا، شیوخ منطقه اگر گناهى داشته باشند، گناهشان غفلت از حقایق است. آنها هم دلشان مىخواهد اتّحاد و اتّفاق باشد. ما توصیهمان به دولتهاى خلیج فارس و همسایهها این است كه دشمن را ببینند؛ دشمن را بشناسند؛ كید دشمن را بشناسند؛ دست دشمن را بشناسند و بدانند كیست كه مىخواهد در این منطقه اختلاف بیندازد؟ این اختلاف، بیشتر به ضرر خود آنهاست. حوادث دو، سه سال پیشِ منطقه را دیدید؟ دیدید نتیجه كمك به عراق چه شد؟ نتیجه حضور قدرتمندانه امریكا و انگلیس و دیگران را در این منطقه دیدید؟ چقدر منطقه و دولتهاى جنوب خلیج فارس تحقیر شدند و هنوز هم مىشوند! ملتها چقدر تحقیر شدند! علاج همه اینها، اتّحاد كلمه است. والّا دولت ایران كه از چیزى نمىترسد. ملت ایران هم از چیزى نمىترسد. ما در انقلاب متولّد شدیم، با انقلاب پیش رفتیم و در مقابل دشمنیها رشد كردیم. بیشتر از آنچه كه دنیا تا امروز با ما دشمنى كردهاست، ممكن نیست با كسى دشمنى كرد. با كدام ملت اینقدر دشمنى كردهاند؟ با این وجود، ملت ایران مانده است؛ انقلاب مانده است؛ جمهورى اسلامى مانده است و همیشه به فضل الهى خواهد ماند. این، آن پیام وحدت اسلامى است كه براى همه، مایه عزّت، مایه كرامت و مایه آرامش است. این، آن آرزوى ماست. (۱۳۷۱/۰۶/۲۴)» + این مطلب در امت اسلامی و تریبون مستضعفین منتشر شد. طبقه بندی: بیداری اسلامی، تفکر، تحلیل، رویداد، برچسب ها: جزیره ابوموسی، ابوموسی، تنب کوچک، تنب بزرگ، خلیج فارس، امارات، امریکا، انگلیس، شیعه، سنی، اختلاف، اختلاف مذهبی، اختلاف مرزی، جغرافیایی، جمهوری اسلامی، انقلاب اسلامی، حضرت آیت الله خامنه ای، رهبر معظم انقلاب، احمدی نژاد، سفر به ابوموسی، شیعه نیوز، افراط، تفریط، خلیج اسلام، الغدیر، جزیره الغدیر، پازل دشمن، وحدت شکنی به بهانه دفاع از ابوموسی، دنبالک ها: تغییر نام جزیره ابو موسی به جزیره الغدیر، جزایر سه گانه بهانه جدید، برای تشدید اختلافات مذهبی، ملاک وحدت مسلمین از دیدگاه رهبری / پاسخی به مدعیان دروغین پیروی از ولایت، «وحدتشکنی» به بهانه دفاع از «ابوموسی»، [ دوشنبه هجدهم اردیبهشتماه سال 1391 ] [ 01:40 بعد از ظهر ] [ محمد سلیمانی ]
[ نظرات ]
انتخابات بعنوان مهمترین عرصه حضور مردم در صحنه تصمیم گیری برای تعیین سرنوشت خویش در جوامع مردم سالار شناخته میشود، در نتیجه، انتخاب نامزدهای مورد نیاز برای تصدی مسئولیتها اهمیتی معادل تعیین آیندة یک نظام و مملکت را دارد. در فقه امامیه تعیین سرنوشت مردم به دست خویش بعنوان یک اصل مسلم و غیر قابل خدشه پذیرفته شده است. در واقع مردم مختارند تا با اراده ی خویش و با تشخیص مصالح و مفاسد خود حاکمان جامعه را تعیین کنند و اموراتشان را اداره نمایند. این امر در صدر اسلام و در زمان ائمة معصومین (علیهم السلام) و در طول دوران حاکمیت خلفای بنی امیه و بنی عباس و حتی بعد از آن، در بیعت مردم با خلفا متجلی می شد. همزمان با پیروزی انقلاب اسلامی به رهبری یک عالم دینی و با به رأیِ عمومی گذاشتنِ مدل حاکمیتی نظام، این اراده ی مردمی به شکل جدیدی و در قالب رفراندوم متبلور گشت. شکل گیری جمهوری اسلامی که نظامی مبتنی بر مردم سالاری دینی است، نمایانگر اهمیت اراده و تصمیم مردمانِ این سرزمین در تعیین سرنوشت خویش است. لذا از آن به بعد بطور متوسط هر ساله یک انتخابات برای تعیین رئیس جمهور، نمایندگان مجلس خبرگان رهبری، نمایندگان مجلس شورای اسلامی، شورای های اسلامی شهر و روستا و … برگزار گردیده است. اما مسئله مورد اختلاف این است که آیا رأی دادن و شرکت در انتخابات حق مردم است یا تکلیف آنان؟ و این در حالی است که در مفهوم حق «اختیار» و در مفهوم تکلیف «الزام و اجبار» نهفته است. در هر نظامی میزان اراده و نقش مردم در تعیین سرنوشت خویش و اختیار انتخاب حکمرانان متفاوت است. این تفاوت که غالباً از نوع جهان بینی مادی یا الهیِ حاکمیت ها و طرز نگرش آنها نسبت به انسان و طبیعت نشأت می گیرد، موجب بروز اختلاف دیدگاه نسبت به حق یا تکلیف بودن حضور در انتخابات و شرکت در رأی گیری می شود. طبعاً نظام جمهوری اسلامی ایران که بر مبنای حاکمیت خدا و دین شکل گرفته است نیز چارچوب های نظری و عملی خاص خود را که منطبق با ارزشها و هنجارهای مورد پذیرش اجتماع است، را دارد.
در اندیشه فقهای شیعه میان حقوق و تکالیف اجتماعی همواره تلازم وجود دارد. در حیات اجتماعی که قلمرو آن وسیع تر از زندگی فردی است، حقوق فردی افراد در اجتماع مبدل به حقوق اجتماعی می گردد و تعامل افراد در آن افزون بر حقوق فردی حقوق دیگری را ایجاد می کند. لازم حفظ کرامت انسانی، رعایت حقوق افراد در اجتماع بشری و تعهد سپاری در عدم تخطی از آن است. بنابراین نمی توان ملتزم شد که در جامعه همه دارای حقوق باشند؛ اما افراد حاضر در آن ملزم به رعایت حقوق یکدیگر نباشند. اثبات هرگونه حقی برای فرد در جامعه برای دیگران تکلیفی ایجاد می کند.(نهج البلاغه، خطبه 216) حضرت علی (ع) در تبیین این حق چنین می فرمایند: ثُمَّ جَعَلَ سُبْحَانَهُ مِنْ حُقُوقِهِ حُقُوقاً افْتَرَضَهَا لِبَعْضِ النَّاسِ عَلَى بَعْضٍ فَجَعَلَهَا تَتَکَافَأُ فِی وُجُوهِهَا وَ یُوجِبُ بَعْضُهَا بَعْضاً وَ لَا یُسْتَوْجَبُ بَعْضُهَا إِلَّا بِبَعْضٍ. ؛ پس، خداى سبحان برخى از حقوق خود را براى بعضى از مردم واجب کرد، و آن حقوق را در برابر هم گذاشت، که برخى از حقوق برخى دیگر را واجب گرداند، و حقّى بر کسى واجب نمىشود مگر همانند آن را انجام دهد.(نهج البلاغه، خطبه 216) در واقع، هرچند انسان از لحاظ تکوینی در انتخاب توحید و شرک یا خیر و شر آزاد آفریده شده ولی به لحاظ تشریعی این گونه وضعیتی ندارد. انسان نمی تواند در برابر قانون گذاری و تشریع الهی به آزادی تکوینی خویش استناد کند بلکه مکلف بودن وی بر انجام فرایض و قوانین دینی ریشه در حق انسانی او دارد. دین مداری و مکلف بودن وی بر انجام فرایض و قوانین دینی ریشه در حق انسانی او دارد. در قضیة انتخابات و رأی در حکومت اسلامی همین معنا را می توان یافت یعنی رأی هم حق است چون تعیین سرنوشت مردم را به خود مردم داده است و هم رأی دادن تکلیف می باشد. این تکلیف به این خاطر است که مردم با پذیرفتن اسلام به عنوان دین و مکتب مکلف می باشند که در تشکیل استمرار و رفع مشکلات نظام مطلوب اسلامی شرکت و تلاش کنند. آنان بر اساس اصول مربوط به امر به معروف و نهی از منکر تعاون اصلاح امور جامعه سبقت در خیر و نیکوکاری تبلیغ دین قطع مادة فساد و … در این تکلیف مداخله و مشارکت دارند. در قوانین جمهوری اسلامی ضمانت اجرای خاصی برای مکلف کردن مردم به شرکت در انتخابات و دادن رأی در نظر گرفته نشده ولی مذهب و معنویت می تواند ضمانت اجرایی خوبی در این رابطه باشد زیرا هنگامی که ولی فقیه و مراجع دینی شرکت در انتخابات را وظیفة شرعی و تکلیف دینی معرفی می کنند، مسلماً یک مسلمان به راحتی از آن سرپیچی نمی کند. حضرت امام خمینی (ره) بنیانگذار نظام جمهوری اسلامی ایران، بارها ضمن تأکید بر تکلیف بودن شرکت در انتخابات، نتیجه ی حضور مردم را حفظ نظام جمهوری اسلامی از تهدید های دشمنان دانسته اند و با توجه به اینکه حفظ نظام اسلامی نیز طبق دیدگاه ایشان از اوجب واجبات است در نتیجه می توان دریافت که حضور در انتخابات و شرکت در آن نه تنها یک وظیفه اجتماعی است بلکه از واجبات دینی و شرعی نیز به حساب می آید. در زیر بخشی از فرمایشات امام راحل در این زمینه میآید: -امروز شرکت در انتخابات ریاست جمهور نه فقط یک وظیفه اجتماعى و ملى است، بلکه یک وظیفه شرعى اسلامى و الهى است که شکست در آن، شکست جمهورى اسلامى است، که حفظ آن بر جمیع مردم از بزرگترین واجبات و فرایض است و وسوسه در آن از شیطان بلکه عمال شیطان بزرگ است.(صحیفه امام، ج15، ص: 251) -انتخابات سرنوشت حتى شمایى که در آنجا هستید را تعیین مىکند. یک امرى که سرنوشت آحاد ملت در دست اوست، وظیفه آحاد ملت است که در آن دخالت کند، مربوط به یک قشرى، دون قشرى نیست، همه باید در این دخالت بکنند.(صحیفه امام، ج18، ص: 369) -مردم هم خودشان مکلفند به اینکه هم شرکت کنند در انتخابات. نروند کنار، تکلیف است، حفظ اسلام است، رفتن کنار خلاف تکلیف است، خلاف مصالح اسلام است.(صحیفه امام، ج18، ص: 286) -به یارى خداوند متعال، ملت شریف ایران با حضور گسترده خود انتخابات را در موعد مقرر و با قدرت و قاطعیت برگزار مى کنند؛ و مطمئناً در زیر موشک و بمب هم اگر قرار بگیرند، به پاى صندوقها مى روند و به تکلیف شرعى و الهى خود عمل خواهند نمود.(صحیفه امام، ج21، ص: 10) رهبر حکیم انقلاب اسلامی، حضرت آیت الله خامنهای (مدظله العالی) نیز همچون بنیانگذار انقلاب اسلامی بر ارتباط و تلازم حق و تکلیف شرکت در انتخابات تأکید ورزیده و اهمیت آن را از دو جهت ذکر کرده اند: جهت اول: نا امید شدن
دشمنان از طراحی ها و خنثی شدن توطئه های آنان . در نتیجه حفظ نظام اسلامی،
که از این جهت حضور یک تکلیف تلقی می شود؛ انتخابات دورهى پنجم در پیش است و مردم باید شرکت کنند. وظیفه و تکلیف شرعى است.(بیانات در خطبههاى نماز جمعه (19 رمضان 1416) 20/ 11/ 1374) ما گفتیم، بازهم تکرار مى کنیم: شرکت و حضور در انتخابات براى مردم، هم یک فریضه ى سیاسى است، هم یک فریضهى دینى است. این مثل این است که یک انسانى بدن خودش را با ویتامین و با غذاهاى مقوى تقویت کند؛ وقتى بدن تقویت شد، میکروبها دیگر نمىتوانند در او نفوذ کنند؛ دشمنى هم اگر حمله کرد، مى تواند از خودش دفاع کند. این، مهمترین مسئله در باب انتخابات است؛ یعنى حضور مردم.(بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار اقشار مختلف مردم 22/ 12/ 1386) مردم هم بایستى بگردند و در همین فرصتى که تا انتخابات باقى است، بهعنوان یک وظیفه شرعى و اخلاقى، نامزدهایى را پیدا کنند که وقتى در محضر خدا از آنها سؤال مىشود که چرا تو این آقا یا این خانم را به قوه مقنّنه فرستادى، بتواند جواب بدهد و بگوید براى این مصلحت. انتخابات، وظیفه است. انتخابات، یک کار بزرگ و یک اقدام شرعى و یک اقدام خدایى است؛ بگردید آدمهاى مناسب را براى این کار مهم پیدا کنید.(بیانات مقام معظم رهبرى در دیدار اقشار مختلف مردم 13/ 11/ 1378) ملت عزیز ایران، انتخابات
را باید اوّلًا به عنوان یک تکلیف الهى و یک تکلیف اسلامى محاسبه کند
کسانى هم که به مسائل دینى توجه نداشته باشند، باید به چشم یک تکلیف
وجدانى و ملّى به آن نگاه کنند.(بیانات در خطبههاى نماز عید سعید فطر 18/ 10/ 1378) انتخابات، مظهر حضور مردم است. انتخابات، هم حقّ مردم و هم وظیفه ى آنهاست. حقّ مردم است؛ براى اینکه بیایند و مدیر اجرایى کشور را انتخاب کنند. تکلیف مردم است؛ چون با حضور شما، نظام تقویت پیدا مى کند؛ اسلام عزیز مى شود؛ حاکمیت اسلام در دنیا سرافراز مى گردد و توطئه ى دشمن- که اسلام را به جدایى از آراء مردم متّهم مى کند- باطل مى شود. حضور شما مى تواند دفاع از اسلام و کشور و انقلاب محسوب شود.(بیانات در اجتماع زائران مرقد مطهّر امام خمینى (ره) 14/ 03/ 1380) مبناى مردم سالارى دینى با مبناى دمکراسى غربى متفاوت است. مردمسالارى دینى- که مبناى انتخابات ماست و برخاسته ى از حق و تکلیف الهىِ انسان است- صرفاً یک قرارداد نیست. همه ى انسانها حق انتخاب و حق تعیین سرنوشت دارند؛ این است که انتخابات را در کشور و نظام جمهورى اسلامى معنا مى کند. این، بسیار پیشرفته تر و معنادارتر و ریشه دارتر از چیزى است که امروز در لیبرال دمکراسى غربى وجود دارد؛ این از افتخارات ماست؛ این را باید حفظ کرد.( بیانات در مراسم شانزدهمین سالگرد ارتحال امام خمینى (ره) 14/ 03/ 1384) نتیجه گیری بنابراین نمی توان ملتزم
شد که در جامعه همه دارای حقوق باشند؛ اما افراد حاضر در آن ملزم به رعایت
حقوق یکدیگر نباشند. اثبات هرگونه حقی برای فرد در جامعه برای دیگران
تکلیفی ایجاد می کند. این مطلب در: تریبون مستضعفین، خبرگزاری دانشجو، الف، قطره، خبر فارسی؛ منتشر گردید. طبقه بندی: راه اینجاست...، تفکر، رویداد، برچسب ها: انتخابات، حق یا تکلیف، سرنوشت، جمهوری اسلامی، رأی دادن، مجلس شورای اسلامی، حقوق عمومی، حاکمیت مردم، دوره نهم، مردم سالاری، مردم سالاری دینی، دموکراسی، [ جمعه پانزدهم اردیبهشتماه سال 1391 ] [ 01:39 بعد از ظهر ] [ محمد سلیمانی ]
[ نظرات ]
انتخابات بعنوان مهمترین عرصه حضور مردم در صحنه تصمیم گیری برای تعیین سرنوشت خویش در جوامع مردم سالار شناخته می شود، در نتیجه، انتخاب نامزدهای مورد نیاز برای تصدی مسئولیت ها اهمیتی معادل تعیین آیندة یک نظام و مملکت را دارد.
احزاب و گروه های سیاسی در آستانه انتخابات ها تلاش می کنند با ارائه ی لیست های انتخاباتی کاندیداهای خود را به مردم معرفی کنند تا هر کدام در مدیریت کشور سهمیه ای را کسب کنند. در این میان برخی از مردم بر اساس سلایق سیاسی خویش و بنابر اعتماد به احزاب و اشخاص، کاندیدای منتخب خود را از میان فهرست های انتخاباتی بر می گزینند، اما با مراجعه به دیدگاه های بنیانگذار جمهوری اسلامی، حضرت امام خمینی(ره) و رهبر معظم انقلاب و سایر نخبگان سیاسی کشور دریافته می شود که مبنای انتخاب نامزدها به هیچ وجه نباید گرایشات حزبی و قبیله ای باشد بلکه تنها بایستی کاندیدای «اصلح» بر اساس تحقیق و تفحص و ارزیابی آنها برگزیده شده و به او رأی داده شود. در ذیل تلاش شده تا ضمن مراجعه به دیدگاه های رهبران جمهوری اسلامی یعنی حضرت امام خمینی(ره) و امام خامنه ای(مدظله العالی) و واکاوی نظرات حضرت آیت الله مهدوی کنی و نیز علامه مصباح یزدی بعنوان دبیران جبهة متحد اصولگرایان و جبهة پایداری انقلاب اسلامی، آراء آنان را نسبت به انتخاب نمایندگان مجلس بررسی کنیم. حضرت امام خمینی (ره) ضمن اشاره به اهمیت انتخاب افراد در انتخابات به بیان ویژگی های یک نامزد اصلح پرداخته و از مردم می خواهند که با بررسی این معیارها در کاندیداهای مختلف، خودشان بدون توجه به تبلیغات کسی که دارای آن صفات بود را برگزیده و به آن رأی دهند: «[مردم] قانون اساسى را ملاحظه كنند و صفات رئیس جمهور را در آنجا ملاحظه كنند، و كسى كه داراى آن صفات بود و او را به آن صفات مىشناسید به او رأى بدهید، و اگر فاقد آن صفات باشد، احتراز كنید از رأى دادن به او. روز سرنوشتسازى است. مىخواهید زمام كشور را به یك كسى بدهید كه مؤثر است در مقدرات كشور شما. سهل انگارى نكنید، و به پاى صندوقها بروید، و با هم اجتماع كنید، و كسى كه لایق براى این مقام است و داراى آن صفاتى است كه سوء سابقه نداشتن، وابستگى به رژیم سابق نداشتن، اینها از امورى است كه باید ملاحظه بشود. و آقایان نباید سستى كنند در رفتن. به پاى صندوق بروند. لكن به كسى كه این صفات را دارد رأى بدهند.»(1) ![]() در جای دیگری بنیانگذار انقلاب با اشاره به این نکته که «مجلس خانه همه مردم و امید مستضعفین است»، دیدگاه رایج در وابستگی صنفی و گروهی نمایندگان را طرد کرده و بر لزوم تحقیق و شناسایی کاندیداهای اصلح از سوی مردم تأکید می ورزند: «در هر حال، مردم با بصیرت و درایت و تحقیقْ كاندیداها را شناسایى كرده، و به سوابق و روحیات و خصوصیات دینى- سیاسى نامزدهاى انتخاباتى توجه نمایند. مردم شجاع ایران با دقت تمام به نمایندگانى رأى دهند كه متعبد به اسلام و وفادار به مردم باشند و در خدمت به آنان احساس مسئولیت كنند، و طعم تلخ فقر را چشیده باشند، و در قول و عمل مدافع اسلام پابرهنگان زمین، اسلام مستضعفین، اسلام رنجدیدگان تاریخ، اسلام عارفان مبارزه جو، اسلام پاك طینتان عارف، و در یك كلمه، مدافع اسلام ناب محمدى- صلى اللَّه علیه و آله و سلم- باشند. و افرادى را كه طرفدار اسلام سرمایه دارى، اسلام مستكبرین، اسلام مرفهین بىدرد، اسلام منافقین، اسلام راحت طلبان، اسلام فرصت طلبان، و در یك كلمه، اسلام امریكایى هستند طرد نموده و به مردم معرفى نمایند. و از آنجا كه مجلس خانه همه مردم و امید مستضعفین است، در شرایط كنونى نباید كسى انتظار داشته باشد كه حتماً نمایندگان باید از گروه و صنف خاصى باشند. باید توجه داشت كه هنوز خیلى از مسائل وجود دارد كه به نفع محرومین باید حل و فصل شود. و تمیز بین كسانى كه در تفكر خود خدمت به اسلام و محرومان را اصل قرار دادهاند، با دیگران كار مشكلى نیست. »(2) رهبر حکیم انقلاب، حضرت آیت الله خامنه ای هم در آستانه هر انتخاباتی با برشمردن ملاک ها و معیارهای یک نامزد اصلح، تلاش مردم برای جستجوی نامزد مناسب تر را وظیفه همه مردم دانسته و عدم ملاحظات حزبی و خویشاوندی را با در نظر گرفتن ملاک های دینی و شرعی و انقلابی را از مردم می خواهند. « مردم وظیفه دارند در انتخابات شركت كنند و نامزدهاى صحیح را پیدا و آنها را انتخاب نمایند. مردم وظیفه دارند به ملاكهاى دینى و شرعى و انقلابى نگاه كنند؛ به روابط قوم و خویشى و ایل و طایفهاى و اینطور چیزها نگاه نكنند. ببینند واقعاً چه كسى با معیارهاى الهى و انقلابى، مناسبتر و به آن نزدیكتر است، او را برگزینند و با شور و شوق به عنوان یك وظیفه در این كار دخالت كنند. كسانى از مردم وظیفه دارند كه دیگران را تشویق و تحریض كنند. كسانى كه زبان گویایى دارند، قلم توانایى دارند و آبرویى پیش مردم دارند- كه این آبرو هم جزو ذخایر الهى است و خداى متعال به هركس داده است، باید آن را در راه او مصرف كند و به كار ببرد- مردم را توجیه و تشویق كنند و آدمهاى خوب را به آنها معرفى نمایند. در معرفىِ نامزدهاى نمایندگى باید ملاحظه كنند كه هیچ رابطهاى را غیر از رابطهى دینى و الهى و وظیفهى شرعى دخالت ندهند. فلانكس با ما رفیق است، فلانكس با ما دوست است، فلانكس فایدهاى به ما مىرساند؛ ابداً این چیزها را در نظر نگیرند. البته هر كارى هم كه آنها بكنند، مردم باید چشمشان باز باشد؛ خودشان واقعاً بشناسند و بفهمند كه چه كار مىكنند. »(3) «مسئله ى بعدى در انتخابات این است كه مردم سعى كنند صالحترین را انتخاب كنند. آن كسانى كه نامزد ریاست جمهورى مىشوند و در شوراى نگهبان صلاحیت آنها زیر ذره بین قرار مىگیرد و شوراى نگهبان صلاحیت آنها را اعلام مىكند، اینها همهشان صالحند. اما مهم این است كه شما در بین این افراد صالح، بگردید و صالحترین را پیدا كنید. اینجا جائى نیست كه من و شما بتوانیم به حد اقل اكتفاء كنیم؛ دنبال حد اكثر باشید؛ بهترین را انتخاب كنید. »(4) ![]() « مردم تحقیق و مطالعه كنند؛ از روى احساس وظیفه به پاى صندوقهاى رأى بروند و از روى احساسِ وظیفه، نام كسانى را كه گزینش كردهاند، به صندوقهاى رأى بیندازند. مجلس، اینگونه درست مىشود و سپس دولت به وجود مىآید و به پیش مىرود. این، امتحانِ بزرگ و كارِ مهمّى است. »(5) از سوی دیگر کسانی نیز که ملاک های لازم برای تصدی مسئولیت ها را در خود مشاهده می کنند و افرادی با صلاحیت تر از خود را سراغ ندارند، باید برای انتخابات نامزد شده و خود را در معرض رأی ملت قرار دهند: « در این چند روزى كه از مهلت ثبتنام نامزدهاى انتخابات باقى مانده، وظیفهى وجدانى و اسلامى و میهنى هركسى كه خود را داراى این خصوصیات مىداند، این است كه برود داوطلب شود و به صحنهى انتخابات بیاید. اگر بعد دیدند افرادِ باصلاحیتتر از آنها هستند، مىتوانند كنار بروند؛ لیكن الآن باید به صحنه بیایند. مردم چنین افرادى را هرجا دیدند، باید از آنها بخواهند كه بروند نامزد شوند. صلاح و آیندهى كشور به این است كه انتخابات، پُرشور و با علاقه و حضورِ قاطبهى ملت برگزار شود. »(6) اهمیت دیگر تعقل و تدبیر در بررسی و تحقیق نامزدها، مسئولیت الهیِ رأی دهنده است. هرکس باید بداند که باید در قبال رأی خود در پیشگاه خداوند متعال پاسخگو باشد: « مردم عزیز ما و بخصوص جوانان، احساساتشان را كنترل و با عقلشان كار كنند؛ با دو چشمِ باز نگاه كنند و انتخاب نمایند. البته سلایق هم زیاد است؛ همه گونه سلیقه وجود دارد؛ تابهحال هم همینطور بوده است. هركسى طبق سلیقهى خود عمل كند؛ منتها همه توجّه كنند كه این انتخابى كه ما مىكنیم، یكجا مىبایست جواب آن را بدهیم. اینطور نیست كه بگوییم حالا ما یا اصلًا انتخاب نمىكنیم، یا انتخاب مىكنیم و كسى چه مىفهمد! بله؛ مردم نمىفهمند كه ما چه انتخاب كردیم؛ اما خداى متعال كه تشخیص مىدهد. ما باید جواب او را بدهیم. ما باید محاسبه كنیم، تحقیق كنیم، بررسى كنیم و معیارها را ملاحظه نماییم، تا بتوانیم به خداوند پاسخ دهیم. اگر انسان نمىتواند، از اشخاصى كه مورد اعتماد هستند، از كسانى كه انسان مىتواند در مسائل مهم در مسائلى كه باید به خدا جواب داد به آنها اعتماد كند، استفسار نماید؛ اشكالى هم ندارد. »(7) «آنچه كه من عرض مىكنم، در درجهى اول حضور مردمى است. در درجهى بعد كه البته حائز اهمیت بسیارى است این هم، پیدا كردن نمایندهى اصلح است. آن كسانى كه به وسیلهى شوراى نگهبان صلاحیت آنها اعلام مىشود، معنایش این است كه این از حد اقل صلاحیت مورد نیاز برخوردار است. در بین این كسانى كه اعلام مىشوند، افرادى هستند با صلاحیتهاى بالاتر، افرادى هستند در سطح پایینتر. هنر ملت ایران و مردم شهرها و حوزههاى انتخابیه این است كه دقت كنند، نگاه كنند، بشناسند اصلح را، بهترین را انتخاب كنند؛ بهترین از لحاظ ایمان، بهترین از لحاظ اخلاص و امانت، بهترین از لحاظ دیندارى و آمادگى براى حضور در میدانهاى انقلاب؛ دردشناسترین و دردمندترین نسبت به نیازهاى مردم را انتخاب كنند. »(8) در نگاه معظمٌ له جناح بندی های سیاسی و حزبی به هیچ وجه معتبر نبوده و اثری در انتخاب افراد بعنوان نمایندگان ملت نباید داشته باشد. این در حالی است که برخی ملاک اولی و ابتدایی را برای گزینش کاندیداهای مورد نظر، تعلقات حزبی و خطوط سیاسی می دانند و سعی دارند رهبری را نیز متمایل به جریان سیاسی خود نشان دهند: « این جناحها و خطوط و احزاب هم از نظر بنده اعتبارى ندارند. بعضى خودشان كه كشمكش مىكنند هیچ، سعى مىكنند كه رهبرى و دستگاههاى نظام را هم وانمود كنند كه در دعواهاى جناحى و خطّىِ اینها واردند! این مطلب درست نیست. بنده حزب و شخصیت نمىشناسم؛ بنده این را مىشناسم كه كسى كه مىآید به مجلس، باید باتقوا باشد. اوّلین شرط تقواست: «انّ اكرمكم عند الله اتقاكم (حجرات/13)». دیگر اینكه باید طرفدار محرومین باشد؛ بداند كه در كشور محرومیت هست و سعى و همّت او باشد كه رفع محرومیت كند. باید ضدّ فساد هم باشد و با فساد مالى و اقتصادى به شدّت و بهجد، از بُن دندان و نه به لفظ، مخالف باشد، تا با فساد مبارزه كند. البته توانمند، بااخلاص و عالِم هم باشد. »(9) رهبر معظم انقلاب با معرفی ملاک های انتخاب نمایندگان مجلس، راه صحیح انتخاب اصلح را همواره نشان مردم داده و آنها را به گزینش افراد توصیه کرده اند. در زیر برخی از ملاک های دیگر را بصورت گذرا اشاره می کنیم: «آحاد ملت باید هوشیار باشند. نمایندهى متدین، امین، طرفدار عدالت، مخالف با فساد، طرفدار حقوق محرومین، پایبند به مبانى اسلام و ارزشهاى اسلامى و خط امام؛ یك چنین نمایندهاى را بفرستند مجلس؛ آنوقت مجلس مقتدر خواهد شد، عزتمند خواهد شد. تشخیص این براى همه البته آسان نیست، ولى باید تحقیق كرد، باید به آدمهاى مطلع، آدمهاى خبره، آدمهاى مطمئن مراجعه كرد.»(10) «مبادا كسانی به مجلس بروند كه گیرندهی آنها، منتظر فرستندهی قوی امریكا و غرب باشد! مبادا كسانی وارد مجلس شوند كه آنتنهایشان را به آن سمت تنظیم كرده باشند؛ هر چه از آنجا میآید، بگیرند و در داخل به زبان دیگری منتشر و منعكس كنند! همه نگرانی من از این است.» (11) «نماینده باید شجاع و باشرف و امین و طرفدار ضعفا و قشر ضعیف باشد. قانون باید بتواند از حقوق ضعفا دفاع كند، و الّا قانونى كه پولداران را پولدارتر كند، قانون مملكت اسلامى نیست. قانون باید بتواند گرهها را باز كند و به دردِ دل قشرهاى محروم برسد.» (12) «اگر خودتان توانستید كسانى را بشناسید كه داراى این خصوصیات باشند، بروید به آنها رأى دهید؛ اما اگر خودتان آشنایى ندارید، در هر نقطهى كشور از آدمهاى امینى كه به آنها اطمینان داشته باشید، بپرسید؛ آنها معرفى مىكنند، تا إن شاء اللّه یك مجلس قوى، مردمى و متّكى به آراءِ مردم تشكیل شود و بتواند كارهاى بزرگى را كه بر عهده ى او قرار دارد، انجام دهد و مردم را- طبق آنچه شایستهى این مردم آزاده و بزرگ است- إن شاء اللّه راضى و خشنود كند، كه این رضایت الهى را هم به دنبال دارد. »(13) رئیس مجلس خبرگان رهبری و دبیرکل جامعه روحانیت مبارز و جبهه متحد اصولگرایان، آیتالله مهدوی كنی نیز بر انتخاب فرد اصلح از سوی مردم بارها تأکید کرده اند: « مردم ما در این سی سال بلكه قبل از آن نشان داده اند كه مردمی رشید و صاحب تشخیص هستند. به میدان رای خواهند آمد و آنها هم فردی را كه اصلح می دانند، انتخاب می كنند.» (14) ![]() ایشان البته اصلح بودن افراد را بصورت مطلق ندانسته بلکه نسبی می دانند و اصلح بودن را به معنای بلا اشکال بودن اشخاص نمی شمرند: «در انتخابات قاعدتا به كسی كه صالح تر است رای داده میشود. اصلح بودن هم جهات مختلفی دارد. اگر به كسی رای داده می شود، معنایش این نیست كه او هیچ عیبی ندارد و قابل نقد هم نیست. چون انسانهای معمولی طبعا اشكال در كارشان وجود دارد و ممكن است اشتباه و خطا بكنند. رای دهندگان من حیث المجموع فردی را با تمام خصوصیات و جنبه های سلبی و ایجابی اش بررسی می كنند و در نهایت یك نفر كه به نظرشان برای مردم، انقلاب و اسلام مفید است را انتخاب می كنند. ما هم روی این جهت است كه می خواهیم فردی را انتخاب بكنیم و الا نسبت به كاندیداهای دیگر هم احترام می گذاریم.» (15) عمار انقلاب اسلامی و رهبر معنوی جبهه پایداری انقلاب اسلامی، علامه مصباح یزدی هم با وجود تلاش جبهه متبوع برای تهیة لیست انتخاباتی از اشخاص شایسته، بارها بر ضرورت عدم توجه مردم به اینگونه لیست ها و گزینش اشخاص مناسبی که خارج از فهرست های موجود نیز وجود دارند تأکید کرده اند. ایشان تلاش برای تهیة لیست را به جهت وظیفه دینی و شرعی خود دانسته و مسئلة مهم را انتخاب اصلح می دانند: «مهم انتخاب اصلح با در نظر گرفتن مصلحت نظام و اسلام است، حتی اگر با آن فرد اختلاف نظر داشته باشیم یا وی در گروه و حزب ما نباشد. »(16) ![]() ایشان همچنین با بیان این که مقام معظم رهبری بر معرفی کاندیدای اصلح تاکید دارند اضافه می کنند: در معرفی افراد لایق و شایسته نباید تعصب داشت که این فرد در گروه و یا حزب دیگری است و شما هوادار گروه دیگر هستید بلکه باید به عنوان وظیفه دینی خود عمل کرده و او را معرفی نمایید. عضو خبرگان رهبری در بخش دیگری از سخنان خود، به انتخابات مجلس شورای اسلامی و انتخاب کاندیدای اصلح اشاره کرده و می فرمایند: ما به عنوان روحانی و کارشناس دینی در مسائلی اظهار نظر می کنیم که ارتباط با دین داشته باشد. علما به عنوان کارشناسان دینی و خبره و به عنوان حجت شرعی به مردمی که نمی توانند تحقیق کرده و اصلح را تشخیص دهند، افراد متدین و انقلابی را معرفی می کنند. رئیس موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره) با بیان این که ما بین خود و خدا و به عنوان حجت شرعی فردی که اصلح است را معرفی می کنیم اظهار داشتند: عالمی که سر و کارش با کتاب است نمی تواند از لای کتاب و یا با استخاره بگوید فلانی اصلح است، باید کسانی که با مردم سر و کار دارند و مورد اعتماد آنان هستند فرد اصلح را از غیر اصلح تشخیص دهند و معرفی نمایند. (17) منابع و ارجاعات: 1. صحیفه امام، ج11، ص: 394 2. صحیفه امام، ج21، ص: 11 3. بیانات در دیدار اعضاى هیئت نظارت بر انتخابات شوراى نگهبان 14/ 11/ 1374 4. بیانات در جمع مردم استان كردستان در میدان آزادى سنندج 22/ 02/ 1388 5. بیانات در «دانشكدهى افسرى» 16/ 12/ 1374 6. بیانات در اجتماع بزرگ مردم قزوین 25/ 09/ 1382 7. بیانات در دیدار كارگزاران حج 26/ 11/ 1378 8. بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در اجتماع بزرگ مردم یزد 12/ 10/ 1386 9. بیانات در دیدار اقشار مختلف مردم قم 18/ 10/ 1382 10. بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار اقشار مختلف مردم 22/ 12/ 1386 11. بیانات در دیدار پرسنل و فرماندهان ارتش 28/1/75 12. بیانات مقام معظم رهبرى در دیدار اقشار مختلف مردم13/ 11/ 1378 13. بیانات در خطبه هاى نماز جمعهى تهران 24/ 11/ 1382 14. http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8803040300 15. همان 16. تاریخ: 29/10/1390 http://mesbahyazdi.com/farsi/news?=49 طبقه بندی: راه اینجاست...، تفکر، تحلیل، برچسب ها: انتخابات، مجلس، مجلس شورای اسلامی، مجلس نهم، حضور، مشارکت، حداکثر، انتخاب اصلح، صالح مقبول، دفع افسد به فاسد، فرد اصلح، لیست اصلح، جمهوری اسلامی، مردم، امام خمینی، امام خامنه ای، رهبر معظم انقلاب، دبیرکل جبهه متحد، آیت الله مهدوی کنی، رئیس مجلس خبرگان رهبری، دانشگاه امام صادق، آیت الله مصباح یزدی، علامه مصباح، عمار انقلاب، جبهه پایداری انقلاب اسلامی، [ دوشنبه بیست و چهارم بهمنماه سال 1390 ] [ 06:15 بعد از ظهر ] [ محمد سلیمانی ]
[ نظرات ]
مسئولین دانشگاه اسلامی کمی جهانی بیاندیشند! بی تردید درک درست از وظیفه ی دانشگاهی ما تنها در شرایطی امکانپذیر خواهد بود که بتوانیم با در نظر گرفتن اهداف و رسالت ها، ضمن شناختی صحیح از توانمندی ها و ظرفیت های خود، برآورد دقیقی از موقعیت جهانی و اوضاع منطقه ای داشته باشیم. فرمایشات حکیمانة ریاست معزز هیئت امنای دانشگاه و رهبر معظم انقلاب در دیدار با دانشجویان دانشگاه در سال 84 اهداف و رسالت ما را در رسیدن به یک "الگوی دانشگاه اسلامی" و "مرجعیت تحقیقات مراکز علمی و دانشگاه های دنیا" روشن ساخت. این کلام خالی از هرگونه شبهه و اجمالی است، کاملاً روشن و گویا و البته فصل الخطاب. از یکسو اوضاع منطقه ای در بیداری اسلامی و از سوی دیگر موقعیت جهانی در بیداری کشورهای آمریکایی و اروپایی و جنبش ضد سرمایه داری نیز کاملاً بر ما روشن و آشکار است که روند تحولات به سمت اهداف ضد استکباری و ضد سرمایه داری انقلاب اسلامی در پیش بوده و عطش شدید به فهم و یادگیری مبانی آن فراگیر گردیده است. مجموعه توانمندی ها و ظرفیت های ما نیز شامل فهم عمیق از متون اسلامی منبعث از قرآن و سنت، اعتقاد راسخ و استوار به آراء و اندیشه های امام راحل و آرمانهای جهانی انقلاب اسلامی، ایمان درست به جاری بودن جریان حق و مضمحل شدن جریان باطل در آینده ای نزدیک، فراهم بودن امکانات مادی و ارتباط وثیق با بدنه مدیریتی نظام و ... همگی می تواند تکلیف ما را در وضعیت کنونی روشن سازد. قیام های مردمی در منطقه فرصت خوبی را ایجاد کرد تا درهای علم و دانش دانشگاه با جهان اسلام گشوده گردد و رفت و آمد های سیاسی سالیان گذشته کمی جنبه علمی به خود گیرد و راه نفوذ اساتید و نخبگان دانشگاه های خاورمیانه به جامعه الامام الصادق(ع) باز گردد. ![]() اکنون به نظر می رسد دیگر فرصت آن رسیده تا برای رسیدن به اهداف ترسیم شده توسط ولی معظم فقیه و رسالت نگارش یافته دانشگاه حرکتی جدی صورت گیرد. دیگر فرصت آن رسیده که تصمیمات، مجادله ها و دغدغه های ذهنی!! برخی مسئولین دانشگاه از تغییر کاربری فلان بخش یا معاونت و جابجایی میز و صندلی فلان اداره و ... تغییر یابد. دیگر وقت آن شده که در جلسات هیئت رئیسه دانشگاه بجای بحث پیرامون برنامه غذایی دانشگاه و وضعیت خوابگاه متأهلی و سفرهای زیارتی دانشجویان و بررسی اقدامات جزئی فلان کانون فعال دانشجویی و ... کمی به مسائل کلان تر و جهانی اندیشیده و بحث شود. دیگر فرصت آن رسیده تا با ایجاد شعبه قاهره و بیروت و دمشق و استانبولِ دانشگاه امام صادق(ع) حوزه اندیشه ای و تفکری خود را به جهان اسلام منتقل کنیم و گام جدی مرجعیت را برداریم. دیگر وقت آن شده تا با سیراب کردن دانشجویان و نخبگان جهان اسلام آنها را بیش از پیش با اندیشه های ناب اسلامی و عقاید شیعی آشنا ساخته و انقلاب اسلامی، روح الله خمینی(س)، مقاومت اسلامی را بدون هیچ حجابی برایشان نمایان سازیم. اینک وقت آن شده که اساتید دانشگاه را برای انجام این رسالت بزرگ به آن شعبه ها اعزام کنیم، دانشجویان را برای این حرکت عظیم علمی که یک "جهاد واقعی" است آماده نماییم، واحد "بین الملل" بسیج را راه اندازی نماییم، معاونت "اعزام به شعب خارج کشور" دفتر اعزام مبلغ را تأسیس کنیم، حتی جلسات هفتگی "هیئت میثاق" را در کشورهای مختلف برگزار کنیم و ... و آنگاه خواهید دید که چه شور علمی فراگیری نه فقط در "خانة ما" که در "جهان" ایجاد خواهد شد... این برهه حساس را نباید از دست داد چرا که اگر کمی دیر بجنبیم موقعیتی را از دست میدهیم که دیگر بدست آوردنش سالیان متمادی به درازا خواهد کشید و افسوسش را باید خورد... پ.ن: این مطلب را در شماره نهم هفته نامه داخلی "خانه ما" بعنوان سرمقاله منتشر کردم. گمان می کنم گویا و صریح و بدون هیچ واهمه ای نگارش شده. برای اینکه بدانند دیگران که چه دغدغه هایی در دانشگاه امام صادق(ع) وجود داره ولی فرصت و توان عملی و اجرایی شدنش وجود نداره منتشرش می کنم. شاید واقعاً یه روزی این آروز محقق شد... دوستان دانشگاه در این فاصله خیلی مراجعه کردند و نظر دادند اگر کسی نظر نگفته ای داره همین جا درج کنه میخونمش طبقه بندی: تفکر، دل نوشته، برچسب ها: دانشگاه امام صادق(ع)، بیداری اسلامی، شعبه قاهره، بیداری انسانی، دانشگاه اسلامی، علوم انسانی، مسئولان دانشگاه، محمد سلیمانی، نشریه خانه ما، خانه ما، اندیشه جهانی، نگاه منطقه ای، [ شنبه یکم بهمنماه سال 1390 ] [ 05:19 بعد از ظهر ] [ محمد سلیمانی ]
[ نظرات ]
روند تحولات در منطقه امروز بیش از گذشته نشانگر عزم راسخ امت اسلامی در تحقق حکومت اسلامی است. دیگر ملت های مظلوم مسلمان تحمل سالهای بیشتر ظلم و استضعاف را ندارند و خواهان پایان بخشیدن این روند ظالمانه هستند.
باید گفت که در هیچ برهه ای از تاریخ اینگونه مسلمین و مستکبرین رویارو با همدِگر نگردیده بودند و این چنین بر ریشه های اعتقادی و ایدئولوژیک خویش نتاخته بودند. بی تردید دوران سیاه جنگ سرد و سخت به اتمام رسیده و بنیان های فلسفی و سیاسی و فرهنگی بر رویارویی فکری نهاده شده.
طبقه بندی: بیداری اسلامی، تفکر، تحلیل، رویداد، برچسب ها: بیداری اسلامی، کنفرانس بیداری اسلامی، کنفرانس حمایت از انتفاضه فلسطین، آیت الله خامنه ای، رهبر معظم انقلاب، ولی امر مسلمین، بحرین، لیبی، فلسطین، انقلاب اسلامی، مکتب تشیع، شیعه، دنبالک ها: لینک همین مطلب در جهان نیوز، لینک همین مطلب در خبرگزاری دانشجو، [ یکشنبه بیست و چهارم مهرماه سال 1390 ] [ 06:53 قبل از ظهر ] [ محمد سلیمانی ]
[ نظرات ]
|
|
| [ طراحی : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] |